وقتی یه زن عاشق میشه خیلی آسیب پذیر میشه
همه وجودش میشه احساس
هرکاری میکنه که مَردش تنهایی رو تجربه نکنه
خیلی روزارو صبوری میکنه تا مَردش
سرحال باشه و بعد بتونه یه کم بهونه گیری
کنه یه کم گله کنه تا از بار غُصه هاش کم شه
توفکر گرفتن بهونست اما به چشمای شاد مَردش
که نگاه میکنه دلش نمیاد به خاطر
آروم شدن خودش دل مردش بشکنه و شادیشو خراب کنه
وقتی مَردش دستاشو میگیره و می پرسه امروز حالت چطوره
مردونه بغضشو قورت میده و میگه باتوکه باشم خوبِ خوبم…
کاش وقتی داره از دلتنگی و دوریت گریه میکنه
بهش نگی بس کن دیگه آبغوره نگیر!
آخه همونیه که وقتی عصیانی بودی
بهت فقط یه جمله میگه همیشه :تو فقط عصبانی نباش حرص نخور چشم
هرچی تو میگی هرچی تو میخوای
کاش یادت نره بادستای کوچولوش همیشه نوازشت میکنه
کاش یادت نره تا صبح چندبار ازخواب بیدار میشه و
روتو میپوشونه که مریض نشی
کاش یادت نره لباساتو قبل از شستن بو میکنه و 
مدام تو دلش میگه آخ بوی مَردمو
میده دلم نمیاد بشورمش!
کاش هواشو داشته باشی …




